شمارهٔ ۶۵۹
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ایتلطف۷ بیت
زهی بدایت حسن رخنه نهایت لطفخط تو حجت حسن و لب تو آیت لطف
غم تو قاصد جان شد خط و لبت نگذاشتزهی رعایت حسن و زهی حمایت لطف
به یک خط و دو ورق شرح کرده اند و بیانخطت مقالت حسن و لبت حکایت لطف
وجود من ز خیالت چنان لطیف شدستکه آب میچکد از دیده ام ز غایت لطف
به از نهایت حسن گل است ز خنده اودهان تنگ تو چون غنچه در هدایت لطف
مرا که ورد زبان ذکر آن لب و دهن استخطاست گر نکنم در سخن رعایت لطف
کمال بر تو سخن ختم شد برو خوبیکه حد حسن همین باشد و نهایت لطف