گنج

شمارهٔ ۶۳۰

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ورش۷ بیت
دل مسکین که می بینی ازینسان بی زر و زورشبه کوی میکده کردند خوبان مفلس و عورش
شراب لعل می نوشم  من از جامِ زمرّد گون که زاهد افعی وقت است و میسازم بدین کورش
به قصدِ جامِ ما در دست دارد سنگها ، یا ربنماند محتسب وآنها بماند بر سر گورش
ز حالِ رفتگانِ ما ، مگو با ما دگر ساقیکه سازد بادة تلخِ تو ، آبِ دیده ی شورش
سلیمان گر که در جوفِ هوا تختَش کشیدندیکنون چون جو شد اندر خاک و هر سو می کشد مورش
جهان با جمله لذآتش به زنبور عسل ماندکه شیرینیش بسیار است و زان افزون شر و شورش
کمال از ضعف تن چون شمع دارد زرفِشان چهرهمیسّر کِی شود وصلِ بتان ، با این زر و زورش