شمارهٔ ۵۹۸
به دعوی قدت سرو سر افرازتبر بر پای خود خواهد زدن باز
از سر تا پا گلی ای شاخ نازککه برگت شیوه است و میوهات ناز
چو زر با بیدلان صافیم با توچو قلبی نیست ما را بیش مگداز
بروی خوب این برقع چه رسم استبد است این رسم رسم بد برانداز
روان سازیم گفتی خونت از چشمز تأخیری چه سوزی جان روان ساز
چه ها ضایع می کنی آب دهانتبه خاک را بروی عاشق انداز
بر آن در حلقه زد جان آمدم حیفکه در گوشی رسد زان حلقه آواز
کمال این حلقه بر سندان زدن چیستگرت جانیست در بازست در باز