گنج

شمارهٔ ۵۹

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ارادریاب۷ بیت
رفتم از دست‌! من بی سر و پا را دریابپادشاهی‌! ز سر لطف گدا را دریاب
بی گل وصل‌، دل آزرده شد از خار فراقبلبل خستهٔ بی‌برگ و نوا را دریاب
بر درت دیر به دیری که روم گو به رقیبکه بیا عاشق دیرینه ما را دریاب
زیر لب این همه دشنام دعاگو چه کنی‌؟لطف کن بوسی و مقصود دعا را دریاب
وعده وصل ترا گرچه وفا ممکن نیستهم به آن وعده دل اهل وفا را دریاب
جان به لب می‌رسد از تشنگی‌ام‌، بیش مپایای لب تشنه ببوس آن کف پا را دریاب
دست‌بوسی گرت از دوست غم اوست کمالمرحبا گو غم او را و بلا را دریاب