شمارهٔ ۵۷
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: غریب۶ بیت
دل مقیم کوی جانانست و من اینجا غریبچون کند بیچاره مسکین تن تنها غریب
آرزومند دیار خویشم و یاران خویشدر جهان تا چند گردم بی سر و بیپا غریب
چون تو در غربت نیفتادی چه دانی حال منمحنت غربت نداند هیچکس الا غریب
هرگز از روی کرم روزی نپرسیدی که چیستحال زار مستمند مانده دور از ما غریب
چون درین دوران نمی افتد کسی بر حال خوددر چنین شهری که میبینی که افتد با غریب
در غریبی جان به سختی می دهد مسکین کمالواغرییی واغریبی واغریبی واغریب