گنج

شمارهٔ ۵۶۸

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: امتر۷ بیت
ای من غلام روی تو هر چه تمامترشهری تو را غلام و دعاگر غلامتر
چشمم که ساختی بره انتظار خشکدارند زلف و عارض تو صبح و شامتر
گر آه و ناله از تو بر آورده اند ناماز هر دو هست دیده گریان بنامتر
می را که می نهند به هر مجلسی حرامگر نیست ساقیش چو تو باشد حرامتر
طوطی به منطق تو ندارد زبان بحثبا آنکه هست از همه شیرین کلامتر
طاووس خوش خرام رها کن بصحن باغآن سرو ناز بنگر ازو خوش خرامتر
تا کشته‌ی منی بر آن استان کمالکس نیست در جهان ز تو عالی‌مقامتر