شمارهٔ ۵۵۶
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: امیگذرد۷ بیت
یاد روی تو چو در خاطر ما می گذردوقت ما در همه وقتی به صفا می گذرد
چشم کس محرم سلطان خیال تو چو نیستبسر مردم بیگانه را می گذرد
پشت سودا زدگان سر بسر از غصه دوتاستتا چرا باد بد آن زلف دوتا می گذرد
بر سر کوی تو باید بسر و چشم گذشتمدعی چشم ندارد که به پا می گذرد
رفت در آه و فغان بی تو مرا عمر درازآه ازین عمر که بر باد هوا می گذرد
تیر مژگان ترا هیچ سپر مانع نیستکه به یک چشم زدن از همه جا می گذرد
نرود عکس لب لعل تو از چشم کمالدر زجاجیست می از شیشه کجا می گذرد