شمارهٔ ۵۵۵
وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه: اننباشد۷ بیت
هیچ آن دهان شیرین کس را عیان نباشدتو کوزه نباتی زانت دهان نباشد
گیرم که سازم از نوه همچون قلم زبانینام لب تو بردن حد زبان نباشد
بر لوح چهره اشکم خطها کشد به سرخیزینسان محرر آنرا خط روان نباشد
سوزم به آه سینه جانهای دردمندانتا بر در تو جز من کس جان فشان نباشد
دل ز آن میان نیابد هرگز نشان بجستنبر تن منبران را از مو نشان نباشد
از آه من به بستان دور از تو بر درختانمرغی نگشته بریان در آشیان نباشد
نتوان کمال بستن طرف از میان خوبانجان و سری که داری تا در میان نباشد