گنج

شمارهٔ ۵۵۰

هر گل که ز خاک من برویدعاشق شود آنکه آن ببوید
در دامن دوست خواهد آویختخاری که ز تربتم بروید
معشوق شهید عشق خود رابا اشک بشوید و بموید
تا دیده شود به خاک آن پایعاشق ره وه به دیده پوید
جوید دلم آن دهن همیشهچیزی که نیافت کی چه جوید
وصف دهنت کمال دائمدر قافیه های تنگ گوید