شمارهٔ ۵۳۹
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اهبرکشد۷ بیت
هر شب که از تو سوخته آه بر کشدزآن أو داغها به رخ ماه برکشد
زلف توأم چو دامن در پاکشان خویشگاهی به خاک ره فکند گاه برکشد
بار فراق خویش چه سنجی به جسم منکس کوه را ندیده که با کاه برکشد
طوبی کشید پیش قدت سر به آسمانخود را چرا بقامت کوتاه برکشد
نقاش هر گهی که کشد نقش آن دهاناز مو قلم بسازد و آنگاه برکشد
افتاده باش گوی سر زلف تو بر ذقندلها که افتد آن رسن از چاه بر کشد
از غمزه ناوکی که زدی بر دل کمالچون برکشد ز سینه مگر آه برکشد