گنج

شمارهٔ ۵۱۱

مرا ز خاک ره آن مه همیشه کم داردبدین مشابه گدا را که محترم دارد
ز کیمیای حبانم نشان ده ای ره بینکه چشمم آرزوی خاک آن قدم دارد
بیاد روی تو جامی که داردم ساقیهزار بار از آن جام به که جم دارد
دهان تنگ تو خواهد دلم مضایقه چیستبه خسته ای که ز غم روی بر عدم دارد
رخت به چشم ز خط چون نگیردشت زنگارکسی که آینه جانی نهد که نم دارد
ز حیرته خط تو چون قلم بر انگشتفرشته ای که در انگشت ها قلم دارد
کمال بر سر کویت چرا رمد ز رقیبچر آهوی حرم است از سگی چه غم دارد