شمارهٔ ۵۰۵
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: یدننگذارند۷ بیت
ما را گلی از روی تو چیدن نگذارندچیدن چه خیال است که دیدن نگذارند!
صد شربت شیرین ز لبت خستهدلان رانزدیک لب آرند و چشیدن نگذارند
گفتم شنود مژدهٔ دشنام تو گوشمآن نیز شنیدم که شنیدن نگذارند
زلف تو چه امکانِ کشیدن که رقیبانسر در قدمت نیز کشیدن نگذارند
بخشای بر آن مرغ که خونش گه بسملبر خاک بریزند و تپیدن نگذارند
دل شد ز تو صدپاره و فریاد که این قومنعرهزدن و جامهدریدن نگذارند
مگریز کمال از سر زلفش که درین داممرغی که درافتاد پریدن نگذارند