شمارهٔ ۴۷۰
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ومیطلبند۷ بیت
عید می آید و مردم مه نو میطلبنددید ها طاق خم ابروی او میطلبند
شب قدر و به عیدی که کم آبد بنظرهمه در طرة آن سلسله مو میطلبند
هر طرف سرو قدان چون علم عید روانجای در عید گاه آن سر کو میطلبند
روی در قبله بثان کرده ز ابر و محرابحاجت خود همه از آن روی نکو می طلبند
ساقیا رطل نه از دست که مستان امروزمی ز خمخانه عشقت بسبومی طلبند
از حریفان همه عیدی طلبند از می و نقلهر چه خواهد بنو جمله ازو میطلبند
مهر خان زلف چو چوگان همه بر دوش کمالوقت سر باختن است از تو چو گو میطلبند