شمارهٔ ۴۶۰
عاشقان خط تو را مشک ختا میگویندگر خط آناست که داری نه خطا میگویند
طاق ابروی تو را گوشهنشینان جهانقبلهی دعوت و محراب دعا میگویند
بیدلان زخم تو را مرهم جان میشمرندخستگان درد تو را عین دوا میگویند
اهل مسجد که در احیا چو مسیحند امروزپیش لعلت همه از علم شما میگویند
سالها رفت که بر بوی وفا منتظرانقصهی عهد تو با باد صبا میگویند
خط سبز و لب میگون تو را زندهدلانبه لطافت خضر و آب بقا میگویند
تا به وصف تو گشودیم زبان پیش کمالقدسیان بر فلک از گفتهی ما میگویند