شمارهٔ ۴۴۹
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ایتورسد۷ بیت
سر ما را نرسد اینکه به پای تو رسدگر رسد دیده بروی تو برای تو رسد
بر دل و جان چو غم و درد نو سازند نصیبجگر سوخته را داغ جفای تو رسد
بعد صد ساله جفا با من از بار جداگر کند عمر وفا بوی وفای تو رسد
زاهد از بیم بلا سر به دعا کرد فروعاشقان روی به بالا که بلای تو رسد
درد ما را نرسد مرهم و درمان ز طبیبگر رسد دارویی از دارشفای تو رسد
بر درت می کندم منع ز دریوزه رقیبسگ نخواهد که نصیبی بگدای تو رسد
حاجت حلقه زدن نیست درین باب کمالاین قدر بس که به آن گوش دعای تو رسد