گنج

شمارهٔ ۴۴۷

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: اافتد۷ بیت
سر زلفت نمی خواهم که در دست صبا افتدکز آن جانها رود بر باد و سرها زیر پا افتد
رقیب از حد برون پای از حد خود می نهد بیرونمبادا دامن دولت که در دست گدا افتد
به چین زلفت ار گفتم حدیث مشک معذورمپریشان گوی را اکثر سخنهای خطا افتد
فلک را با همه کوشش که سال و ماه بنمایدچنین ماهی نپندارم که اندر سالها افتد
بدل گفتم برون افتاد راز ما کنون ای دلبگفت از دیدهٔ گریان هنوزت تا چها افتد
همی خواهم که چون آبش روان جان در قدم ریزمولی با این همه مشکل که میل او به ما افتد
چه پرسی از کمال آخر که دور از روی اوچونیچه باشد حال آن بلبل که از گلشن جدا افتد