شمارهٔ ۴۳۴
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ید۷ بیت
زاهد باریکبین لبهای باریک تو دیدخواند اللهم بارک آن دم و بر وی دمید
آنکه در خلوت ریاضتها کشیدی سالهاشد ز بویت مست و در میخانهها ساغر کشید
صوفی ما میکند دیوانگیها در سماعآواگر یک عاقلی میکرد و زین می میچشید
پارسا گر بنگرد آن ابروی شوخ از کمینهمچو چشمت بیش نتواند به محراب آرمید
تا توان انداخت خود را ناگهان در کوی دوستهمچو اشک گرمرو بسیار میباید دوید
امشب آن مه گر چو شمع از خانقه سر برزندهای و هوی صوفیان بر آسمان خواهد رسید
با دو صد لاف کرامت گر لبش بینی کمالباز بفروشی به جا می خرقهٔ صد بایزید