گنج

شمارهٔ ۴۲۶

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اممیبخشد۷ بیت
رخ تو نور به ماه تمام می‌بخشدچو خلعتی که شهی با غلام می‌بخشد
مرا که کشته مجرم ز لب پیام رسانکه باز عمر نومه آن پیام می‌بخشد
بیار سیب ذقن گرچه نقره خام استکه باغبان به گدا هرچه خام می‌بخشد
حریم وصل تو چون کعبه منزلی به صفاستمرا صفای عجب آن مقام می‌بخشد
به باد زلف و رخ تست پیر مجلس رادم و نفس که به هر صبح و شام می‌بخشد
مرید باده‌فروشم که شیخ جام خود اوستهرآنکه زو مددی خواست جام می‌بخشد
کمال بوسه دهم با تو گفت با دشنامبه هر دو نقل خوشم هر کدام می‌بخشد