گنج

شمارهٔ ۴۲۳

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: اد۵ بیت
ذکر مه کردم شبی روی توام آمدباد شب کردم به دل با سر زلفت فتاد
به یاد گر نمایی با دو دال زلف قد چون الفهر کجا در عشق مظلومیست یابد از تو داد
دور بادا از دو زلفت دست ما سوداییانیا کسی انگشت بر حرف تو نتواند نهاد
گفته بودی چون کنی یادم شود درد تو کمتا چنین کردیم گفتی آن زیادت شد زیاد
با خیال آنکه دوزد چشم بر رویت کمالیک به یک دوشینه سوزن‌های مژگان آب داد