شمارهٔ ۳۸۰
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ابداد۶ بیت
چشم مستت گو شمال نرگس پر خواب دادطاق ابرویت شکست گوشه محراب داد
گر جفا اینست کز زلف تو بر من میرودعاقبت پیش تو خواهم دامن او تاب داد
گفته دادی بخواه از غمزه خونریز ماگوسفند کشتنی چون خواهد از قاب داد
روشن است امشب شب ما گوئی آن مه پاره بازپاره ای از نور روی خویش با مهتاب داد
پیش چشم او بمیرم کو به بیماران خویشاز تبسم شکر از لب شربت عناب داد
با خیال آنکه دوزد دیده در رویش کمالیک به یک دوشینه سوزنهای مژگان آب داد