گنج

شمارهٔ ۳۶۲

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیه: انکرد۷ بیت
تا دلم نظاره ان قامت زیبا نکردجان علوی آرزوی عالم بالا نکرد
در فراق او گذشت آب از سرم این سرگذشتتا شنید آن بی وفا دیگر گذر بر ما نکرد
وعده مهر و وفا کرد آن جفا گستر به منچون نبود اصل این سخن را هر چه گفت اصلا نکرد
گردی از نعلین آن مه ناگهان رفتم به چشمدیگر آن نعلین را از ننگ من درپا نکرد
گرچه زان خط دودها برخاست از هر سینهدل بروی او چو خالش نقطه پیدا نکرد
دیده ما گر ز بهر اوست خون افشان چه باکطالب در احتراز از جوشش دریا نکرد
از سعادت کس دری نگشود بر روی کمالتا خیال روی او در خانه دل جا نکرد