گنج

شمارهٔ ۳۵۶

پری را دلبری چندین نباشدملک را بدخویی آیین نباشد
در ایشان حسن اگر باشد وفا نیزترا آن باشد اما این نباشد
مبادم بی لبت جان زانکه خوش نیستکه خسرو باشد و شیرین نباشد
به آن چشمان ترا آهو توان گفتولی آهو چنین مشکین نباشد
نیاید خواب خوش در دیده ما راشبی کان آستان بالین نباشد
مرا گفتی به محنت خواهمت کشتمرا خود دولتی به زاین نباشد
غمت تا مونس جان کمال استدل او ساعتی غمگین نباشد