شمارهٔ ۳۳
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ایدوسترا۷ بیت
دوست می دارد دلم جور و جفای دوست رادوست تر از جان و سر درد و بلای دوست را
زحمت خود با طبیب مدعی خواهم نمودتا بسازد چاره درد بی دوای دوست را
چون مراد دوست جان افشاندن است از دوستانزودتر دریاب جان من رضای دوست را
در هوای او تواند داد عاشق سر به بادلیک نتواند نهاد از سر هوای دوست را
گر بدل کردی بصد فردوس خاک کوی دوسترایگان از دست دادی خاک پای دوست را
دستبوس دوست می خواهی بشو دست از دو کوندست آلوده نشاید مرحبای دوست را
دوستی های دو عالم را بروب از دل کمالپاک باید داشتن خلوت سرای دوست را