گنج

شمارهٔ ۳۱۵

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اد۷ بیت
افتاد دل از پای و ندانم ز چه افتادفریاد ز شوخی که ملول است ز فریاد
هر خانه که در کوی طرب ساخته بودیمسیلاب غمش آمد و بر کند ز بنیاد
گوید به رقیبان که فراموش کنیدشبنگر بچه فن می کند از عاشق خود باد
مجنون چه کند کاین کشش از جانب ایلیستگر میل نمیدید دل از دست نمی داد
منعم مکنید از لب شیرین که در آخرگشتند پشیمان همه از کشتن فرهاد
فرهاد به جز سنگ نمی سفت و من امروزدر سفته ام از عشق به بین صنعت استاد
بفرست به خوارزم کمال این همه درهگز شوق بغلطنه به آواز گهر زاد