شمارهٔ ۳۱۰
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: وننمیرود۷ بیت
از سر هوای وصل تو بیرون نمیرودسودای لیلی از دل مجنون نمیرود
چشمم نظر به غیر جمالت نمیکندباد نو از طبیعت موزون نمیرود
تا دورم از کنار تو یک لحظه نگذردکاندر میان دیده و دل خون نمیرود
آن صورتی که با تو مرا دست داده بودتا بسته است نقش در دل و بیرون نمیرود
آری مگر علاج به قانون نمیرودتا بسته است نقش در دل و بیرون نمیرود
گفتی نمیرود به دلت آرزوی منای آرزوی دیده و دل چون نمیرود؟
دل خوش کن ای کمال و شکایت مکن ز دوستگر بر مراد رای تو گردون نمیرود