گنج

شمارهٔ ۲۶۰

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: وست۷ بیت
مطلع حسن جمال است آفتاب روی دوستحسن مطلع بین که در مطلع حدیث روی دوست
آن خط از رحمت به خط سیر آمد آبتیاز زبان بیدلان تفسیر این آبت نکوست
ورد صبح و ذکر شامم وصف آن رویست و مواین چه میمون صبح و شام و این چه زیا روی و موست
دل که چون گونیست در میدان عشق آشفته حالگر بچوگان نسبت زلفت کند بیهوده گوست
سر بلندی بین که باز از دولت رندی مرابر سر دوشی که دی سجاده بود امشب سبوست
بی لبت گر شد لبالب ساغر از اشکم رواستاولین چیزی که رفت اندر سر می آبروست
هر حریفی بیخود از می وز لب ساقی کمالاهل مجلس سر بسر مست می و او مست دوست