گنج

شمارهٔ ۱۹۲

وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)قافیه: ارنیست۷ بیت
عاشق بی درد را بر در او بار نیستمحرم این بار گاه جز دل افگار نیست
هست من خسته را پیش تو مردن هوسجز هوس زیستن در سر بیمار نیست
دل بجز انکار زهد کار ندارد دگرکار تو داری دلا چون به ازین کار نیست
عقل نیارد نهاد بر من بیدل سپاسبر سر آزادگان منت دستار نیست
قیمت من کرد بار گفت نیرزد به هیچبهتر ازین بنده را هیچ خریدار نیست
منتظر روی حور ماند ز روی تو دوردیده خالی ز نور در خور دیدار نیست
گرچه خوش آید به چشم گلشن جنت کمالدر نظر ما به از خاک در کار نیست