گنج

شمارهٔ ۱۷۲

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)قافیه: ینترست۷ بیت
زلف تو از غالیه مشکین ترستاشک من از لعل تو رنگین ترست
از شکر انگور سمرقندیانسیب زنخدان تو شیرین ترست
داد ز دستت که ز ترکان مستچشم جفا کیش تو بیدین ترست
گر به مساکین نظری میکنیبر دل من، کز همه مسکین ترست
نسبت خارا نکنم با دلتچون دل بی رحم تو سنگین ترست
گر به سر غمزدگان میرویخاطر من از همه غمگین ترست
گرچه لبت خشک شد از غم کمالچهره ات از دیده خونین ترست