گنج

شمارهٔ ۱۲۸

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اتنزدیکاست۷ بیت
خطت چو خضر به آب حیات نزدیک استبه آن لبان چو شکر نبات نزدیک است
ز خاک پای تو سر سبزی ایست سرها رابه این سخن سر زلف دوتات نزدیک است
نشان کوثر و طوبی که میدهند از دوربه چشم ما وقد دلربات نزدیک است
حکایت دل پرخون ما پرسش از جامکه پیش لعل لب جانفزات نزدیک است
اگرچه گربه کنان دور از آن لبیم و کناربه چشم تشنه خیال فرات نزدیک است
به رخ چگونه ترانه پادوهای سرشکچنین که شاه دل از غم به مات نزدیک است
کمال جان به لب آورد بر امید وفاتدلش بجوی که وقت وفات نزدیک است