شمارهٔ ۱۲۶
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: تدوست۵ بیت
خرابه دل من پر شد از محبت دوستمباد هیچ دلی خالی از مودت دوست
کدام دولت و فرصت نیافت هر که بیافتسعادت شرف وصل بار و صحبت دوست
اگرچه در خور او خدمتی نمی آیدشویم معتکف آستان خدمت دوست
رسد بغایت همت چنانکه دلخواه استرا از زبان و دست و دل من ز شکر نعمت دوست
کمال خسته دل و نامراد و بیحاصلچه باشد ار به مرادی رسد ز دولت دوست