گنج

شمارهٔ ۱۱۰

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ینیافت۷ بیت
بیخدمت تو کس به جهان عزتی نیافتشاهی که چاکر نو نشد حرمتی نیافت
در نامه سعادت خود دردمند عشقبیداغ محنتی رقم دولتی نیافت
تا غم نخورد و درد نیفزود قدر مردتا لعل خون نکرد جگر نیمنی نیافت
دل زان لب و دهان نتوانست برد جانبودش مجال تنگ مگر فرصتی نیافت
بی خنده تو کان نمک خوان رحمت استجان از نعیم هر دو جهان لذتی نیافت
پشمینه پوش خرقة سالوس تا نسوختاز جامه خانه کرمت خلعتی نیافت
چندانکه باز جست در اعمال خود کمالمقبول تر ز ترک ریا طاعتی نیافت