شمارهٔ ۱۰۷۱
وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیه: سی۷ بیت
نیست بهای جان بسی پیش تو چون کشد کسیدر نظرت جهان و جان نیست به قیمت خسی
شادی جان اگر توئی نیست غم جهان مراغصه چه وحشت آورد با رخ چون تو مونسی
از لب و غمزة توأم باده پرست و مست همباده و ساقئی چنین نیست به هیچ مجلسی
زیر دو لبه سه بوسه ام گفتی و چشم چار شدچون به یکی نمیرسی وعده چه میدهی بسی
از تو به من چو بلبلان نالم و بس که در چمنمی رخ زرد و چشم تر نیست گلی و نرگسی
سهر قلم ز بیخودی باز نداند از رقمنقطة خالت ار فتد بر ورق مهندسی
یافت کمال وصل تو دولت نقد او ببیننقد چنین کم اوفتد خاصه به دست مفلسی