شمارهٔ ۱۰۶۶
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ویی۷ بیت
مویت از عنبر تر فرق ندارد مویینافه مشک برد از سر زلفت بویی
آدمی نیست همانا که ز حیوان بتر استهر که را نیست به خاطر هوس مه روئی
نیست امکان که دل از کوی تو بر گیرد دلعقل هر چند نظر می کند از هر سویی
پیش چشمم چه عجب گر نرود آب فراتهر کجا بحر بود قدر ندارد جویی
شادمانم من از آن ماه مبارک رخ تونیک بخت آنکه بود بنده نیکو رویی
بر رخت می کند آن زلف سیه سیاریصحن فردوس نگر جلوه کند هندوئی
نرود پای کمال از سر کویت هرگزخوشتر از کوی دلارام نباشد کویی