شمارهٔ ۱۰۶
بنیاد وجودم ز تو ای دوست خراب استوین کار خرابی همه از حب شراب است
جانم به عذاب است ز مخموری دوشینساقی قدحی ده که در آن عین ثواب است
چون میگذرد عمر سبک رطل گران دهوین چرخ گران از پی ما چون به شتاب است
زاهد که شود غره به زهدی که نداردآن زهد فریبنده او نقش سراب است
وانکس که بود عاشق و بی باک و قلندرمقصود حقیقیش ز می رفع حجاب است
ای پیر اگر عهد نو در عشق شکستیممشکن دل احباب که این عین شباب است
ای خفته بیدرد نبینی که همه شبمائیم نظر باز و ترا دیده به خواب است
گویند که نقصان کمال است که دایمجویای شراب است و کباب است و رباب است