گنج

شمارهٔ ۱۰۴۹

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ری۷ بیت
گر به فردوسی از حریم وصل نگشانی دریپیش هر حوری ز آب دیده باشد کوثری
گرنه در هر غرفه زنجیری بود از موی دوستدر بهشت از هر دری آید عذاب دیگری
گرنه آن سرو افکند بر شاخ طوبی سایههر ورق در شرح بی برگی بر آرد دفتری
با لب رضوان ما از ما بگو ای سلسبیلساقی جانها روان کن باده روشنتری
منتظر منشان چو گل بر خاک اهل روضه راتازحسرت خون نگردد هر دلی در هر بری
درقیامت خوش برا دامن کشان چون زلف خویشتا به بینی زیر پا هر جانب افتاده سری
گر به فردا افکنی دیدار میمون با کمالتا به روز حشر باشد هر دم او را محشری