شمارهٔ ۱۰۴
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اناست۷ بیت
به مکر و حیله برای دسترس چه امکان استکه همچو سرو بلندش هزار دستان است
درون پرده رخ او هزار سینه بسوختنعوذ بالله از آن آتشی که پنهان است
بر آستان نو تنها نه اشک غلطف و بسبه خون و خاک سرو دیده نیز غلطان است
ز گریه بر سر مردم یقین که خانه چشمفرو رود شب هجران ز بس که باران است
اگر شکست ز نیرت به دیده پیکانینهاده دیده دیگر برای تاوان است
چو از لب تو حدیثی به گوش جان برسیددلم ز دست برفت و حدیث بر جان است
ز شوق روی تو ذوقی است در حدیث کمالچو عندلیب که از شوق گل خوش الحان است