شمارهٔ ۱۰۲۶
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ابشکردی۷ بیت
دل که سودای تو می پخت کبابش کردیبود غمخانه دیرینه خرابش کردی
دیده کز گریه بسیار تهی گشت ز اشکاز لب و عارض تره باز پر آبش کردی
بر سرشکم ز تو افتاد مگر عکس سهیلزانکه غلطیده تر از در خوشابش کردی
چشم خونریز تو در کشتن صاحب نظرانداشت در سرکه کنند نار عتابش کردی
ناوک غمزه نو سوی دل غمزدگانتیز تر رفت ز پیکان چو شتابش کردی
نشد از رحمت نو عاشق صادق نومیدسالها دور ز خود گرچه عذابش کردی
پیش رندان همگی عیب نو پوشید کمالخرة زهد که رنگین بشرابش کردی