گنج

شمارهٔ ۱۰۰۰

وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)قافیه: ودی۷ بیت
ترا دیده هر بار دیدی چه بودیکه هر بار دولت مرا رخ نمودی
چه بودی گر آن لب نمک میفشاندیوز آن سوز ریش دل ما فزودی
نسیم توأم گفت عود ارنه خام استچرا خویشتن را چنین مپستودی
چه رمزست گفتن عدم آن دهانراکه چون او ندیدیم عدیم الوجودی
شب از دور مه را دو تا گشته دیدممگر خواست کردن برویت سجودی
رقیب سگت بانگ بر من نمیزداگر تو شبهای من میشنودی
کمال از تو جز آه دل بر نیامدچه خواهد برآمد زخس غیر دودی