شمارهٔ ۱
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: الاستاورا۷ بیت
آنکه دل در هوس روز وصال است او راخواب شب در سر اگر هست خیال است او را
دل ز چشمش چه شد ار کرد سوال نظریچون نظرهاست در آن جای سوال است او را
خال لبهاش به خون دل صاحب نظرانتشنه از چیست چو در پیش زلال است او را
دل بیمار من از دال و الف خالی نیستتا قد چون الف و زلف چو دال است او را
به جگر خوردن بسیار به کف کرد غمشخون عشاق بخور گو که حلال است او را
آفتاب از هوس آنکه شود همسر اوایستد راست و زان بیم زوال است او را
به کمال است و بس این جور و جفا و ستمشاین صفتها که شنیدی به کمال است او را