شمارهٔ ۹۱ - استقبال از سنایی
هرکسی گوید که درد عشق را تدبیر چیستما سرِ تسلیم بنهادیم تا تقدیر چیست
ظاهراً با حلقهٔ زلف تو دارد نسبتیورنه مقصودِ دل دیوانه از زنجیر چیست
هر شب از آشفتگی زلف تو می بینم به خوابیارب این خواب پریشان مرا تعبیر چیست
ای که هردم می کشی تیغی به قصد خون منگر به قتل من تو خوشدل میشوی تقصیر چیست
پیر شد مسکین خیالی در غم هجران یاروآن جوان هرگز نمیپرسد که حال پیر چیست