گنج

شمارهٔ ۸۳

مرا که تحفهٔ جان در بدن هدایت توستگناه کارم و امّید بر عنایت توست
تویی که غایت مقصود دردمندان رانهایت کرم و لطف بی نهایت توست
امید هست کز این ره به منزلی برسیمچو رهنمای همه عاقبت هدایت توست
کسی که بندهٔ فرمان توست آزاد استعلی الخصوص فقیری که در حمایت توست
خیالیا تو فقیری ولی به دولت عشقسرود مجلس روحانیان حکایت توست