گنج

شمارهٔ ۷۳ - استقبال از بساطی سمرقندی

گرچه ابر زندگی جان بخش و صافی مشرب استبی دهانت آب خضر از جانب او با لب است
تا پدید آمد ز رویت زلف اشک افشان شدیمشب چو پیدا می شود گاهِ طلوع کوکب است
گر مزید حسن خواهی زلف را کوته مسازروز را چون روزِ بازار درازی از شب است
تا نشان داد از خم محراب طاق ابرویتعادت رندان عبادت ورد یاران یارب است
ای خیالی ترک این یارانِ کم نعمت بگوتا نکورویان نگویندت فلان بد مذهب است