گنج

شمارهٔ ۶۲

قافیه: یبنیست۵ بیت
رنجور عشق را سر ناز طبیب نیستیعنی طبیب خسته دلان جز حبیب نیست
تنها نه ما وظیفهٔ انعام می خوریماز خوان رحمت تو کسی بی نصیب نیست
گر یاد می کند ز غریب دیار خویشهیچ از کمال مرحمت او غریب نیست
گوشی که شد ز ولولهٔ چنگ و نی گرانشایستهٔ نصیحت و پند ادیب نیست
بگشا دری به روی خیالی ز باغ وصلمرغی که صید تست کم از عندلیب نیست