گنج

شمارهٔ ۵

تا به کی باشد چو نی با ناله دمسازی مراسوختم چون عود سعیی کن که بنوازی مرا
تا سرم بر جا بود از پای ننشینم چو شمعدر تبِ غم ز آتش دل گرچه بگدازی مرا
گو بزن تیغم که من قطعاً ندارم سرکشیبا تو می سازم در این ره هرچه می سازی مرا
با سگش تا کی شکایت کردن از من ای رقیببی گنه با او چه چندین می دراندازی مرا
گر نه ای گل چون خیالی بلبل باغ توامشهرت نطق از چه رو شد در خوش آوازی مرا