شمارهٔ ۴۸
تا ز سودا زدگان عشق خریداری یافتنقد جان صرف شد و حسن تو بازاری یافت
دل آشفته به چندین صفت قلبیِ خویشطرّهٔ زلف تو را هندوی طرّاری یافت
زنگ بردار ز دل پاک و در آیینه ببینکآخر از ساده دلی دولت دیداری یافت
عاقبت در طلبت صحبت یاری به هوسسر نهادیم در این راه و نشد یاری یافت
سر کشید از مدد باد صبا سرو و بگفتکه سرافراز شود هرکه هواداری یافت
گرمی نظم خیالی ز قبول نظر استز آن به اندک هنری شهرت بسیاری یافت