گنج

شمارهٔ ۳۷۳

مشکل عشق تو بسیار است و ما را دل یکینیست تنها دردمندان تو را مشکل یکی
ای دل ار عزم طریق راه عشقت در سر استاین بیابان رهزنی دارد به هر منزل یکی
گر تو را در سر هوای گلستان جنّت استپای بیرون نه از این زندان آب و گل یکی
حاصل هر دو جهان درباختم تا، روشنمشد که هست از نیستی هر دو جهان حاصل یکی
جام می از لعل ساقی از چه رو خون ریز شدهر دو را گر نیست در قتل خیالی دل یکی