شمارهٔ ۳۷
با سگت یاری مرا کارِ خود استهرکسی را کار با یارِ خود است
عاشقی کردم فتادم در بلامبتلا هرکس ز کردار خود است
گفتمش سرو از هواداران توستگفت ما را او هوادار خود است
من ز حیرت رفتم از دست و هنوزسروِ من مغرور رفتار خود است
طوطی طبع خیالی را مدامدر دهن شکّر ز گفتار خود است