شمارهٔ ۳۶۸
گر تو ای شمع شبی هم نفس من باشیچه دعا خوشتر از این است که روشن باشی
تا بود دانهٔ خال تو بر آتش شرط استکه به فرمان من سوخته خرمن باشی
با محبّان بلا کش مگر ای عهد شکندوستیّ تو همین است که دشمن باشی
بندهٔ نخل قد یار شو ای دل اگرتهوس این است که آزاده چو سوسن باشی
آب رویی به از این نیست خیالی که چو آبسرفرازی بگذاری و فروتن باشی