گنج

شمارهٔ ۳۳۰

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: راو۵ بیت
کسی که خاک درِ دوست نیست افسر اوگمان مبر که بوَد ملک وصل در خور او
دلی که در خور گنجینهٔ محبّت نیستمقرّر است که قلب است اصل گوهر او
به دور آن لب میگون دگر ملاف ای خضرز آب چشمهٔ حیوان که خاک بر سر او
ز جویبار بقا سروم آب خور داردتو ای سمن چه خوری تا شوی برابر او
گمان مبر که خیالی به هیچ باب دگردهد به منصب شاهی گداییِ دراو