شمارهٔ ۳۲۸
صوفی ما جام باشد باده تا باشد در اوهرکه دارد باطن صافی صفا باشد در او
ابر چون باران ببیند سیل مژگان مرااز خجالت آب گردد گر حیا باشد در او
گفته ای رنگی ست روزی از گل رویم تو راوعدهٔ خوب است اگر بوی وفا باشد در او
طاق ابروی تو بر روی نکو بی وجه نیستهر کجا قبله ست محراب دعا باشد در او
سر دهد بر باد روزی ای خیالی همچو سروهر سری کز جانب سروی هوا باشد در او